۱۳۹۲ تیر ۲۴, دوشنبه

عادت

امروز داشتم برای چندمین بار آهنگ "زود برمیگردم" از آلبوم جدید روزبه نعمت الهی رو گوش میدادم.حسابی باهاش حال کردم.آهنگ که تموم شد رفتم پاکش کردم.
جدیدا هر چیز که زیاد باهاش حال میکنم رو سریع از زندگیم حذف میکنم.ممکنه بهش عادت کنم!
اولین چیزی که تو زندگیم بهش عادت کردم "اسمارتیس" بود.رابرا پول تو جیب هامو میرفتم میدادم اسمارتیس.
کار بجایی رسیده بود که پول کلوب رفتن رو هم صرف خرید اسمارتیس میکردم.دیگه مجبور شدم بخاطر اینکه از زندگی جا نمونم،اسمارتیس رو کنار بزارم و همه پولمو خرج کلوب کنم!
البته چون شرطی بازی میکردمو و معمولا برنده بودم چندان هزینه بازی نمیدادم.
عادت کلوب رفتن بجایی رسید که هرطور بود چپ و راست از مدرسه جیم میزدیم و میرفتیم الوِن شیش!
نشون به اون نشون که ی روزی که بطور اتفاقی مسیرم به مدرسه افتاده بود ناظم خفتم کرد و زنگ زد بابام بیاد.لیست رو که گذاشت جلو بابام، روزهای غیبت ام حدود دوبرابر حاضری هام بود!
ناظم که فهمید آقام قنادی داره هر روز بعد مدرسه واسه خوردن چندتا شیرینی مفتی هم شده می رفت در قنادی و سیر تا پیاز آمار هر روز ما رو میداد. دیگه مجبور شدم واسه کنار گذاشتن کلوب برم سراغ ی چیزه دیگه.
باید از بین سیگار و اینترنت و دختربازی یکشون رو انتخاب میکردم.
اون زمون تازه کافی نت ها رونق گرفته بودن.رفتم افتادم تو کار چت.حسابی بهش عادت کردیم.شبا میزدیم بیرون و تا بوق سگ با نر و ماده و پیر و جوون چت میکردیم.توی یکی ازون چت های کذایی از ی طرف خوشم اومد.گفت چرا با من چتی میرکردی؟!
گفتم: چون عادت کردم!
طرف دیگه جوابمو نداد.
اون موقع فاز تینجری بودم.زدم توی کار شکست عشقی و این حرفا. گفتم باید به ی چیر خوب عادت کنم....
نمی دونم چی شد که دیدم دارم رابرا کد میزنم.
از HTML و Javascript شروع شد و رفت تا PHP ، Python,VB و سی شارپ و...صبح تا شب و شب تا صبح.

بعدا فهمیدم عادت خوب و بد نداره....عادت عادته!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر