با صف برید بیرون
امروز معلم ندارید
یادش بخیر چقدر شاد می شدیم بعد شنیدن این حرفها!!
توی کلاس چهارم این خبر خوب رو بارها از ناظم شنیدیم.
معلم کلاس چهارمون نه فقط با نیومدن هاش،بلکه با موتور 250 سی سی،خوش تیپیش،کلاس های شاد و متنوع اش و داستانهای +18 سالش و...بارها و بارها به ما حال داد.
چند سال پیش وقتی بعد از سال ها رفته بودم شهرمون(بروجرد) و سراغش رو گرفتم فهمیدم بعد از یکی از همون روزهایی که بچه ها بخاطر نیومدنش جشن گرفته بودن اون دیگه هیچوقت به مدرسه برنگشته بود.
اون مرده بود.
یا بقول داداشش شهید شده بود.
خیلی دیر فهمیده بودم معلم خوش تیپ دوران کودکیم جانباز بود.تا قبل از اون نمیدونستم آدمهای زنده هم شهید می شن!نمیدونستم جانباز هم میتونه موتور 250 سی سی سوار بشه بیاد مدرسه با ی عده پسر چیز مشنگ(مث من) سر و کله بزنه دست آخرهم وقت رفتن با باک خالی از بنزین(بخاطر کرم ریزی ما توی زنگ تفریح) موتورشو هل بده تا خونه اما باز فرداش با انرژی برگرده و درس بده و دوباره بچه ها رو تا سر حد مرگ بخندونه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر