امسال سال پر حجمی بود. خواستم از صفت دشوار استتفاده کنم دیدم راحتی و آسایش و موفقیت هم کم نداشتم بلکه شاید خیلی بیشتر هم بوده. تا یادم نرفته است بگویم که امسال حوالی خانه ما سال پر بارانی بود.
یک تصمیم سخت گرفتم برای یک پروژه نسبتا بزرگ. و در این راه کاملا تنها بودم. تنهاتر از همیشه. ساعتهای متمادی کار کردن در یک خانه با نور کم و بی هیچ صدایی بجر موزیک های تکراری که همدم من میشدن. غذا درست کردنهای همیشگی و ماههای آخری که دیگر منابع مالی ام هم داشت به انتها میرسید. اما....
حرف برای گفتن در مورد امسال زیاد دارم. اما ترجیح دادم به جای نوشتن توی دفترچه یا اینستاگرام بعد سالها سراغ اینجا بیایم. که نه کسی بخواند و نه فعلا قرار بر قضاوتی در مورد این سال عجیب باشد.
یک تصمیم سخت گرفتم برای یک پروژه نسبتا بزرگ. و در این راه کاملا تنها بودم. تنهاتر از همیشه. ساعتهای متمادی کار کردن در یک خانه با نور کم و بی هیچ صدایی بجر موزیک های تکراری که همدم من میشدن. غذا درست کردنهای همیشگی و ماههای آخری که دیگر منابع مالی ام هم داشت به انتها میرسید. اما....
حرف برای گفتن در مورد امسال زیاد دارم. اما ترجیح دادم به جای نوشتن توی دفترچه یا اینستاگرام بعد سالها سراغ اینجا بیایم. که نه کسی بخواند و نه فعلا قرار بر قضاوتی در مورد این سال عجیب باشد.